تکذیبیه حضرت آیت الله دکتر سید احمد هاشمی

ما با ولایت زنده ایم

مطالب و عناوین منتشره قبل و پیشین ...
حضرت آیت الله دکتر میر سید احمد موسوی هاشمی در سال ۱۳۴۴ هجری شمسی در خانواده ائی از سلسله نورانی سادات با کرامت و جلیل القدر موسوی هاشمی معروف و باکرامت منطقه ( از أصح سادات کهگیلویه و خوزستان ) چشم به جهان گشودند. همچنانکه در نسبنامه و مشجرات سادات این خاندان باکرامت و جلیل القدر آمده هجرت سلسله این سادات ابتداء از سرزمین حجاز (مکه و مدینه) بسوی عراق عرب (نجف أشرف) و سپس چند صد سال قبل به سرزمین ایران (کهگیلویه) و سپس بهبهان و قریب صد سال پیش در مسیر حرکت و پیوستن و ملحق شدن به أقوام و قوم و خویشان نسبی خود و سادات و بنی أعمام خود در کشورهای أردن و یمن و عمان در منطقه هندیجان (چم خلف عیسی) ساکن شدند و سه تن از أجداد این سادات از امامزادگان معروف در حجاز و عراق و کهگیلویه میباشند. معظم له پس از گذراندن دوران کودکی و دبستان و راهنمایی در زادگاهش (دهستان آسیاب از توابع شهرستان ماهشهر و هندیجان و امیدیه در استان خوزستان) درابتدای سال 1359 هجری شمسی مطابق با سال 1400 هجری قمری جهت فراگیری و تحصیل علوم دینی و حوزوی به شهر مقدس قم و حوزه علمیه قم مشرف شدند و معظم له در أواخر سن ۱۵ سالگی درحالیکه کتب جامع المقدمات – سیوطی – شرح ابن عقیل – حاشیه ملاعبدالله – قوانین الأصول و شرایع الاسلام را خوانده بودند با مراسم جشن مختصری به دست مبارک فقیه أهل البیت مرجع بزرگ حضرت آیت الله العظمی نجفی مرعشی معمم و ملبس به لباس مقدس جدش پیامبر (ص) و اهل علم (روحانیت) شدند و تحصیلات را درمحضر علماء و اساتید معظم تا اتمام و اکمال سطوح عالی و دروس خارج فقه و اصول و پایه ۱۲ _ ۱۰ در حوزه علمیه قم و دانشگاه تهران با اخذ درجه اجتهاد و دکترا به پایان رسانید و شاگرد و یادگار علماء بزرگ حوزه و دانشگاه است (معظم له در مدارس علمیه رسول اکرم (ص) و مهدیه و مؤمنیه و فیضیه (قم) و مدرسه مروی و مدرسه مسجد چهل ستون (تهران) و مدرسه نواب و عباسقلیخان (مشهد) و مدرسه خان (شیراز) و مدرسه امامزاده شاهمیرعالیحسین (بهبهان) و دارالعلم آیت الله بهبهانی (اهواز) حجره داشتند و از محضر علماء شهرهای مذکور هم مستفیض شدند) ذیلا به کتب و موضوعات درسی که در سالهای تحصیل در حوزه علمیه قم بطور مبسوط خوانده اند می پردازیم : ( جامع المقدمات – صرف و نحو – ألفیة ابن مالک (سیوطی) – شرح ابن عقیل – باب حادی عشر – مغنی اللبیب – شرح جامی – شرح شمسیه – حاشیه ملاعبدالله – الکتاب سیبویه – شرح نظام – منطق – فلسفه – تفسیرموضوعی – کلام – تفسیر – رجال – درایه و حدیث – اصول – فقه – معالم – قوانین الاصول – شرایع الاسلام – اصول فقه مظفر – مختصرالمعانی – (معانی بیان و بدیع) مطول – شرح لمعتین شهیدثانی – رسائل و مکاسب شیخ أعظم انصاری – کفایتین آخوند خراسانی – بدایه الحکمه – اثولوجیا – خلاصه الحساب – أساس الاقتباس – شرح مجسطی (بطلمیوس) – شرح چغمینی - نهایة الحکمه – شرح حکمت الاشراق – رسائل المشرقیه – منطق شفا – قانون ابن سینا – آثارالباقیه أبوریحان بیرونی ـ تجریدالکلام – أرغنون – ریاضیات – جبر – مثلثات – هیئت – نجوم – علوم غریبه – أسطرلاب – اشارات والتنبیهات – حکمت متعالیه – شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری (منطق عالی) – أسفارالأربعة العقلیه (فلسفه عالی) صدرالمتالهین ملاصدرا و دوره دروس خارج فقه و أصول را مشتاقانه و مبسوطا خواندند و ادراک نمودند / معظم له از حافظه و نبوغ و هوش و استعداد سرشار خدادادی عجیبی برخورداربوده و هستند که همیشه ورد زبان و موجب تحسین و مسرت اساتیدش در حوزه و دانشگاه بوده بطوریکه حافظ کل قرآن و أدعیه فراوان و مقادیر کثیری از خطب نهج البلاغه و دهها هزار حدیث و روایت از پیامبر (ص) و أئمه معصومین (ع) و قسمت زیادی از صحیفه سجادیه و دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی و مثنوی معنوی جلال الدین محمد رومی (مولوی) و کلیات شمس تبریزی و بوستان و گلستان شیخ أجل مصلح الدین سعدی شیرازی و اشعار دیگر شعرای فارسی و عربی (فرزدق و دعبل خزائی و أبونواس و سیدحمیری) و حافظ کل أبیات ألفیة بن مالک در علم نحو و تمامی أشعار منظومه سبزواری در علم منطق و شاهد مثالها و ضرب المثلهاست ٪ وجود نازنین این سید بزرگوار در حین تحصیل کتابها و دروسی را که خوانده و آموخته بودند همه را به نحو أحسن تدریس می نمودند و شاگردان زیادی از محضر ایشان کسب فیض نموده اند و همچنین از مشی و اخلاق و زی طلبگی و سلوک معظم له تربیت گرفتند و ایشان یکی از مستشکلین مبرز أساتید خود بودند و اساتید معظم ایشان در همان اوان و حین تحصیل به قریحه اجتهادش پی بردند (ایشان صاحب نظریه و در مباحث و علوم مختلف بالأخص علوم عقلی بسیار متبحر و صاحب نظر هستند و در منبر و خطابه و سخنرانی و بکارگیری ألفاظ و کلمات و واژه گان و اصطلاحات ماهر و استاد و مسلط و دارای بیانی نافذ و پر محتوی میباشند معظم له منبر و تبلیغ در امر معارف دینی را اواخر سال ۱۳۵۹ ه ش در سن ۱۵ سالگی درحالیکه مسئولیت عقیدتی سیاسی هنگ بهبهان و جهاد سازندگی بهبهان را داشتند با آن سن کم و درآن سالهای شروع ترور و جنایات منافقین کوردل سخنرانی و اقامه کلاس داشتند و اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء را در هنگ بهبهان و سخنرانی و اقامه نماز جماعت ظهر و عصر را در جهاد سازندگی بهبهان داشتند و همچنین کلاسهای عقیدتی – سیاسی را در بسیج و سپاه پاسداران داشتند و همه کارها و زحمات و خدماتش قربة الی الله بود و بجهت تبلیغ و منبر هیچگاه پول نمیگرفتند ٪ معظم له صاحب نظریات و دارای اجازات و تألیفات متعدد در موضوعات مختلف علمی میباشند. به مختصری از تألیفات معظم له اشاره می کنیم : رسالاتی در صرف و نحو - سراج المبتدئین - رساله ای در باب سکون و حرکت - رساله ای در جزء الذی لایتجزی - درمحضر أساتید - تقریرات فقه و أصول دروس خارج اساتید - رساله ای در کن فیکون - کیفیت بینهایت بودن ذرات - کیفیت حقیقت و تشکیک - تقریرات فی علم الأصول - أزمنة الثلاثه - زمان و مکان - انقیاد - ماهیت فضا - خلاء و ملاء - فضا - ماده - انرژی - تحلیل و نقد و بررسی نظریه نسبیت آلبرت أنشتاین - رساله ای در ترتب - تناهی و لایتناهی - خلوص نیت - منظومات - ان من الشعر لحکمة - منطق - فلسفه - اثبات واجب الوجود - قیاس - حقائق جاودانه - انتظارفرج - تاریخ الأمم - برهان قاطع - شعرازدیدگاه أهل البیت (ع) - خاطرات جبهه و جنگ و یاران شهید - جبر و اختیار - فلسفه تاریخ - ماوراء الطبیعه - فلسفه طول عمر معمرین - عبادات تبعی ووو ... وی درعنفوان جوانی به درجه ی عالی اجتهاد نائل شدند و اسامی اساتید دروس خصوصی و عمومی که ایشان محضر درسشان را ادراک نمودند : مرحوم آیت الله علامه شیخ محمدعلی مدرس افغانی (ره) – مرحوم آیت الله سید آبومعین حجت هاشمی خراسانی (مشهد) و آیت الله حاج شیخ عبدالله وحید صحرائی (تراکمه ائی) و مرحوم آیت الله شیخ محمدحسن مدرس بهبهانی و آیت الله سیدمحمدحسین موسوی بلادی بهبهانی و مرحوم شیخ شهید بخردیان و استاد سیدعبدالمجید مرتضوی بهبهانی و شیخ فتح الله روحی پور بهبهانی و مرحوم آیت الله سیدابوالقاسم هاشمی بهبهانی (بهبهان و اهواز) و آیت الله وجدانی فخر – آیت الله شیخ مصطفی اعتمادی – آیت الله فتوحی همدانی – آیت الله وکیلی قمی – آیت الله شیخ محمدعلی گرامی – آیت الله داوری – آیت الله دوزدوزانی – آیت الله پایانی – استاد سیدهادی خسروشاهی – آیت الله رضا استادی – آیت الله مهامی – آیت الله شیخ حسین مظاهری اصفهانی – آیت الله میرزا علی مشکینی اردبیلی – آیت الله دکترسیدمصطفی محقق داماد – مرحوم آیت الله ستوده – آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی – آیت الله حاج شیخ عبدالله جوادی آملی – آیت الله شیخ محمدتقی مصباح یزدی – آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی – آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی – مرحوم آیت الله العظمی شیخ محمد فاضل لنکرانی قفقازی – آیت الله العظمی حاج شیخ حسین وحید خراسانی – مرحوم آیت الله علامه شیخ محمدتقی جعفری (تهران) و آیت الله العظمی شیخ جعفر سبحانی – آیت الله العظمی شیخ ناصر مکارم شیرازی – آیت الله علامه شیخ حسن حسن زاده آملی – مرحوم پرفسور دکترسیدمحمود حسابی – دکترسیدابوالقاسم گرجی – دکترسیدجعفر شهیدی (دانشگاه تهران) ووو … و در محضر و مکتب عرفانی و اخلاقی و نورانی أعاظم علمای ملکوتی و أکابری مثل مرحوم آیت الله حضرت علامه طباطبایی (ره) – شیخ الفقها والمجتهدین مرحوم آیت الله العظمی شیخ محمدعلی اراکی (ره) – مرحوم آیت الله سیدمرتضی پسندیده (مصطفوی خمینی) – مرحوم حضرت آیت الله العظمی سیدشهاب الدین حسینی مرعشی نجفی (ره) – مرحوم حضرت آیت الله العظمی آیت الحق حاج سیدرضا بهاالدینی (ره) – آیت الله العظمی شیخ محمدتقی بهجت فومنی (ره) بهره ها برد و از خرمن أنفاس قدسی آنها خوشه ها چید و تربیت شد و شکل گرفت/ و متاسفانه تابحال در اینهمه سالیان بعلت کسالاتشان در روستایی و دور از جو و محیط علمی و مقدس حوزه علمیه قم مانده است و با وجود کسالات شدید و مدیدش هنوز با همان ۱۵% پانزده درصد جانبازی بدوی قبلی سالیان گذشته باقی مانده ولی بیننا و بین الله درصد واقعی و خدایی ایشان ۸۰ - ۷۵% هفتادوپنج الی هشتاد درصد است و مستحق واقعی أخذ حقوق کامل ازکارافتادگی کلی حالت اشتغال از بنیاد جانبازان ( بنیاد شهید و امور ایثارگران) میباشد ٪ و ایشان متولد ۱۳۴۴ هجری شمسی هستند ( ولی بعلت درد و رنج و زجر بیماری سالهای پرکسالتش قیافه اش به پیرمردی هفتاد ساله میماند) معظم له ازخوبان روزگارماست و سیدروحانی نمونه و مقدس و مستجمع بسیاری از صفات حمیده و پسندیده و صاحب کرامات و مقامات - وارسته – فرزانه – زاهد – پارسا – متواضع – باکرامت – انقلابی – متعهد – سیاس - شجاع – فکور – صبور – کیس – هوشمند – باریک بین – دوراندیش – خوش سیما – نورانی – خوش خلق – مردمدار – باسخاوت – و دارای رفتار و سکنات و اخلاق و مشخصات و افکار و هیبت و شخصیت و صفات و طبیعت منحصر بفردی هستند ووو … معظم له صاحب اجازات زیادی از علماء و مراجع بزرگ در أمور حسبیه هستند و خودش تا بحال از وجوهات شرعیه استفاده نکرده و بسیار محتاط و از خمس و حتی سهم سادات هم استفاده نمینمایند درعین حال با وجود علم و دانش و فضائلی هم که دارند بهیچ عنوان اظهارفضل نمینمایند و همدرسان و هم مباحثان و همحجره ها و همدوره ها و حتی شاگردان ایشان که همه از دوستان صمیمی و قدیمی ایشانند و هم اکنون از مجتهدین و اساتید حوزه و دانشگاه و شخصیت های بارزی هستند و در مسئولیت ها و مناصب عالی در نظام مقدس جمهوری اسلامی مشغولند ولی ایشان از قدیم الأیام درعین اجتماعی بودن و مردمداری ولی عزلت نشین بوده و خصلتا و طبیعتا فرار از تقبل مسئولیت و مناصب بوده و هستند فلذا در خلال اینهمه سالیان گذشته دهها بار از طرق مختلف به این شخصیت بزرگوار پیشنهادات مشاغل و مناصب متعدد من جمله امامت جمعه مناطق مختلف شده ولی معظم له درنهایت فروتنی و تواضع و شکسته نفسی میفرمایند که من أقل و کمترین و کوچکترینم و لیاقت ندارم و بهترازما زیاد هستند و شانه خالی میکنند و سر باز میزنند البته مضافا اینکه کسالاتش هم در عدم تقبل مسئولیت مدخلیت دارد ٪ معظم له در استخاره و دعاء و تعبیر خواب بسیار معروفند/ وی جانبازی گمنام و بی توقع و بی ادعاء و یادگار هشت سال دفاع مقدس و یار و همسنگر دیرین یاران شهید و رزمندگان و جانبازان و سرداران و ایثارگران میباشند وی از ابتداء سال ۱۳۵۹ تا بحال عضو بسیج بوده و هستند و سالهای زیادی استکه بعنوان روحانی مستقر (مرتبط با سازمان تبلیغات اسلامی) و قاضی تحکیم و رئیس شورای حل اختلاف (مرتبط با قوه قضائیه) منطقه زادگاهش با وجود کسالت مزاج انجام وظیفه مینمایند و خدمتگزار اسلام و مسلمین و مردم منطقه میباشند و حقا که ایشان جهانیست بنشسته در گوشه ائی و سنوات اخیر که کسالاتش تشدید شده اکثر وظائف کاری خود را در منزل انجام میدهد و شبانه روزی چند بار میمیرد و زنده میشود و حتی نماز جماعت را بطور نشسته میخوانند و بجا می آورند و حتی مسافرتهای نزدیک و مراجعه به پزشک هم برایشان مقدور نمیباشد
معظم له جانبازگمنام و شهید زنده ائی است که بیش از ۲۰ سال است که ازکسالات ناشی از جراحات و صدمات جبهه و جنگ (ترکش و موج انفجار و شیمیایی) رنج می برند و کاملا زمینگیر شده است وی با شروع جنگ تحمیلی از شهرهای قم – اهواز – بهبهان – امیدیه – ماهشهر ووو بطور داوطلبانه به جبهه ها اعزام میشدند و درخلال سنوات حضور درجبهه ها داوطلبانه شروع و مبادرت به آموزشهای مختلف و متعدد نظامی و ورزشهای رزمی کاراته – جودو – کانگ فو – تکواندو و دوره های فشرده ی تخصصی نظامی رزمهای شبانه – خشم شب – آبی خاکی – دوره تخصصی تخریب – غواصی – دیده بانی – توپخانه – هدایت آتش – دوره آموزش زرهی تانک های تی ۶۲ و تی ۷۲ و موشک های تاو – مالیوتکا – سهند – کاتیوشا – و انواع سلاح های سبک – سلاحهای نیمه سنگین – سلاههای سنگین – زرهی – دوره های: ش م ر – ش م ه – و در هرزمینه ائی ایشان هیچوقت اهل مدرک و جمع کردن مدارک و سوابق نبودند و ابراز نمیکردند ولی مجموعا بمدت سه سال و هفت ماه بطور رزمی و رزمی تبلیغی در جبهه های جنگ تحمیلی شرکت و حضور داشته اند و جبهه ها و مناطق جنگی اعم از عملیاتها و خط مقدم و پدافندی که این سید رزمنده روحانی جانباز قهرمان شرکت و حضور داشتند بقرارذیل میباشد : عملیات طریق القدس (فتح بستان) – عملیات فتح المبین – عملیات بیت المقدس (فتح خرمشهر) – عملیات بدر – تیپ زرهی ۷۲ محرم (منطقه آبادان) – هویزه – شوش – شیب نیسان – کرخه – خورعبدالله – أبوالخصیب – بوارین – فاو – سیبه – جاده أم القصر به بصره – فکه – دوکوهه – پلاژ – موسیان – دهلاویه – کوشک – دهلران – دارخوین – سوسنگرد – تنگ چزابه – شلمچه – پل مارد – ذوالفقاری – جفیر – طلائیه – خرنوبیه – پاسگاه زید – فعلیه – پاسگاه خین – شاخوره – پل نو عرایض – منطقه زبیدات – جزیره مجنون – القرنه – شطعلی – جاده العماره به بصره – جاده خندق – عین خوش – تپه دوقلو – جنگل امغر – تپه های الله اکبر – ام الرساس – هورالعظیم – تیپ امام حسن (ع) رادارشوش – سایت ۵-۴ منطقه عملیاتی فتح المبین – دریاچه ماهی – منطقه عملیاتی بدر – جزایر هورالعظیم (البیضه و الصخره) و جزیره مینو ووو جبهه های دیگر شرف حضور و شرکت داشتند ( که متاسفانه حتی مدرک یک روز سوابق جبهه ائی راهم ندارند) طبیعتا به دنبال مدرک و مدرک گرائی نبوده و نیستند برای اولین بار معظم له درحالی که فقط ۱۶ سال داشتند بطور رزمی تبلیغی و رزمی در آذرماه سال ۱۳۶۰ درعملیات طریق القدس (فتح بستان و ضدحمله سرپل سابله) شرکت و حضور داشتند ایشان همام شب حمله در عملیات طریق القدس پنج 5 تانک زرهی دشمن بعثی را با موشک های آر پی جی خود عراقی ها منهدم و منفجر کرد ( که بفرموده معظم له در ذکر خاطرات جبهه و جنگ میفرمایند ما که برای مدرک و دنیا و پول و مزایا به جبهه نمیرفتیم فقط و فقط برای خدا و شهادت و تبعیت از امام و رهبری و دفاع از نظام مقدس و نوپای جمهوری اسلامی و دفاع از وطن و کشور اسلامیمان و پیروزی بر کفار و با آن سن و سال با شوری خدائی و جنونی مقدس به سرزمین مقدس جبهه ها مشرف میشدیم و تنها شاهد و سرنخ حضور در جبهه ایشان فقط خداوند و همسنگران و همرزمان و دوستان بازمانده از کاروان شهیدانند که شاهدند و فقط در جبهه باهم دوست و یار و همراه شدند که میتوان از همگی آنان استشهاد نمود ٪ باشد که انشاءالله تمامی مدارک مجموع 3 سال و 7 ماه سوابق حضور در جبهه و ایثارگری و بسیجی و ارتقاء درصد واقعی جانبازی و تمامی حق و حقوق و مزایای جانبازی ایشان و همچنین شهریه حوزه علمیه ایشان که تا بحال نگرفته بطور کامل و اتم و اکمل درست و برقرار شود ٪
و تنها سرنخ عملیات بستان ایشان که از معظم له هم بیخبرند سردار سرتیپ پاسدار محمدجعفر اسدی (مشاور رئیس ستاد کل نیروهای مسلح فعلی) است که متاسفانه این سردار هم از سید بزرگوارما بیخبر هستند و ایشان در آن موقع فرمانده تیپ المهدی از لشکر 19 فجر که بهمراه همدیگر و رزمندگان استان فارس مستقر در پادگانی در دزفول بودند ) و ایشان هم که بعلت شدت کسالات شدید و مدیدش دستشان از همه جا کوتاه شده و حتی قادر به مسافرت هم نیست و شدت کسالت معظم له چنان است که شبانه روزی چند بار میمیرند و زنده میشوند و فرزندان دلبندش از وقتیکه چشم گشودند پدرشان را مریض احوال و با کسالت دیده اند و تا بحال حتی یک مسافرت زیارتی و یا تفریحی هم نتوانسته اهل بیت و عیال و بچه هایش را مسافرت ببرد حتی قادر به مسافرتهای نزدیک هم نیست و در زادگاهش استان خوزستان – شهرستان امیدیه – دهستان آسیاب سالهاست که کاملا زمینگیر شده اند و متاسفانه هیچکدام از مدارک و سوابقش درست نشده و معظم له خودشان کاملا بی توقع و دراین امور بی نهایت کم رو هستند و با حیای مخصوص به خود میفرمایند که ما برای خدا و شهادت در رکاب ولایت امر و امام و رهبرمان به جبهه ها رفتیم ولی توفیق شهادت نداشتیم و کسالاتم مصلحت و حکمت و امتحان حضرت حق است و مسئولین عزیز و زحمتکش و محترم ذیربط خودشان میبایستیکه به وظیفه ی خودشان عمل نمایند و ماکه برای خودمان چیزی نمیخواهیم مگربرای اهل و عیال و زن و فرزندانمان و امیدوارم خداوند مسبب الأسباب سبب خیر درست کردن کارها و رفع مشکلاتمان را خودش فراهم نماید تا بیش از این جلو زن و فرزندانمان شرمنده نباشیم و آنها هم بیش ازاین اذیت نباشند و میفرماید که هر جانبازی مدرک جانبازیش خودش است و حال و روز و کسالاتشان همه اش مدارک کاملا روشن جانبازی است آخر کسی غیر از صدام ملعون که در بدن کسی ترکش و شیمیایی نکرد که!؟ و قابل توجه مسئولین محترم بنیاد جانبازان و پزشکان تعیین درصد و کمیسیونهای مرتبط با آنها که خودشان این قانون درصد را گذاشتند این عزیزان زحمتکش مسحضرند که مرور زمان کسالات جانبازان عزیز را تشدید نموده و مینماید و بالطبع متضمن ازدیاد درصد جانبازی آنها نیز هست ٪ بلاشک ولاغیر ٪ وخود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل! والله أعلم بحقائق الأمور و هوالرزاق و هو خیر حافظا و هو ارحم الراحمین و هو شدیدالعقاب
و ایشان بجهت اینکه از ۱۵ سالگی در جو فرهنگی و زندگی شهری (قم و تهران و مشهد) و با روحیه ی شهری رشد و نمو کرده و شکل گرفتند لذا در اینهمه سالیان پرکسالتش همیشه مترصد درگاه خداوند و دست به دعاست که خداوند مسبب الأسباب یک خانه و منزل مسکونی راحت و درخور شأن و گنجایش ایشان یا در شهرمقدس قم در جوار حرم مطهر عمه ی بزرگوارش کریمه ی أهل البیت علیهم السلام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و یا در تهران و یا حداقل در شهر اهواز برایشان تهیه و فراهم فرماید ولی این سیدبزرگوار متاسفانه بدون هیچ حقوق و مزایایی و بدون حقوق جانبازی و حتی تابحال شهریه حوزه علمیه راهم نگرفته و نمیگیرند و منزل مسکونی از خود هم ندارند و در خانه ایی خشت و گلی متروکه زندگی مینمایند و حتی دریغ از مساعدتی ازجایی با عائله ی سنگین و درکمال فقر و بی بضاعتی ولی با مناعت طبع و عزت نفس مخصوص به خود زندگی را سپری مینمایند – حقیر خدمت معظم له شرفیاب شده ام و ریشه و علت تمام مشکلات این سید بزرگوار کسالات شدید و مدید ایشان است % شفای عاجل و کامل و حل مشکلات و احقاق و ادای حقوق حقه و طول عمر معظم له را از خدا و جدش خواهانیم/ انشاء الله که عنقریب تمامی مشکلات سیدبزرگوارمان حل و مرتفع و درست شوند و امیدواریم که مسئولین امر جهت احقاق حقوق حقه ی معظم له بطور أتم و أکمل به وظیفه ی خدایی و شرعی و قانونی و عرفی خود عمل نمایند % خداوند و أجداد طاهرینش به شما أجر و جزای خیر دهند انشاءالله لطفا بگوش باشید و بهوش که تا در قید حیاتند و زنده و عمرش به جهان باقیست چون ایشان در محل سکونت گرچه زادگاهش هست ولی بسیار غریب و ناشناخته است و از وجود مبارک و مملو از علم و فضل ایشان استفاده ای نمیشود واقعا داره میمیره و در حال مرگ است و برما لازم و ضروری و واجب است که قدر ایشان و امثال ایشان را بدانیم و به فریادشان برسید % لطفا شما عزیزان هم مثل بنده جهت رفع مشکلات و درستی و احقاق و ادای حقوق حقه ی معظم له سعی و کوشش نموده و به مسئولین ذیربط ( بأی نحو کان ) منعکس فرمایید % متشکریم و التماس دعاء داریم: از طرف همسنگران و همرزمان و شاگردان و محبین و مخلصین معظم له
عمر اگر خوش گذرد زندگی نوح کمست ور به ناخوش گذرد نیم نفس بسیارست
دوست را گر سر پرسیدن بیمار غمست گو بیا خوش که هنوزش نفسی می آید
پرونده جانبازی سید احمد روی میز بنیاد شهید قرار گرفت
گزارش مهر نتیجه داد؛ |
||||||
| پرونده جانبازی سید احمد روی میز بنیاد شهید قرار گرفت | ||||||
| اهواز - خبرگزاری مهر: به دنبال انتشار گزارشی در خصوص یکی از جانبازان جنگ تحمیلی در خبرگزاری مهر و بازتاب آن، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خوزستان از بررسی مجدد پرونده این روحانی خبر داد. | ||||||
به گزارش خبرنگار مهر، حضرت آیت الله دکتر میر سید احمد موسوی هاشمی یکی از افراد حاضر در جبهه هاست که به گفته خودش وقتی به جنگ رفت و درس حوزوی خود در حوزه علمیه قم را رها کرد، حتی یک تار مو در صورت نداشت و خیلی ها به او می گفتند «بچه اینجا جای بازی نیست» اما اکنون سید احمد در روستایی ناشناخته در شهری محروم در استان خوزستان به سختی در حال گذران رندگی است در حالیکه امروز باید به گونه ای نهادهای متولی به وی رسیدگی می کردند که زندگیش الگویی برای جوانان و نوجوانان امروز ما باشد و وی بتواند با فراغ بال، خاطرات، معجزات و درسهای هشت سال جنگ که هنوز در سینه اش مانده را به نسل فعلی و نسل آینده منتقل کند.
سید احمد در کنار تحصیل علوم حوزوی در بسیاری از عملیاتهای مهم دفاع مقدس
همانند طریق القدس و فتح المبین و بیت المقدس والفجر مقدماتی والفجر8
کربلای پنج و عملیات بدر شرکت کرد و در این بین بارها مورد اصابت موج
انفجار و ترکش قرار
گرفت و در همین حین مواد شیمیایی که توسط عراقی ها مورد استفاده قرار
گرفته بود را استنشاق کرد تا اینگونه به خیل عظیم جانبازان شیمایی ایران
بپیوندد.
وی در خصوص حالات این روزهای خودش می گوید: سه ترکش هنوز در سرم هستند و
با وجود موج انفجار و مواد شیمیایی که در جنگ استنشاق کرده ام روزی چند بار می میرم و
زنده می شوم. سرفه هم دارم و آنقدر سرفه ها سنگین است که وقتی سراغم می
آیند از خدا می خواهم که فقط برای یک بار من را به زندگی برگرداند چرا که
در آن حالت احساس می کنم در حال مرگ هستم.
![]() این روحانی جانباز ادامه می دهد: وضع جسمانیم روز به روز به سمت وخیم تر شدن حرکت می کند و این در حالی است که این روزها حتی توان رفتن تا اهواز برای درمان را ندارم و معالجات پزشکی من که تنها در این مدت تسکین دهنده من بودند نه چیز دیگری نیز متوقف شده است. سید احمد که روحانی منطقه و مستقر و رئیس شورای حل اختلاف و امام جماعت روستای محل تولدش یعنی آسیاب در شهرستان امیدیه در استان خوزستان است، می گوید: از خدا می خواهم سلامتیم را به من بدهد تا بتوانم همانند سالهای قبل، نماز جماعت که را به صورت ایستاده برای مردم بخوانم چرا که این روزها با زور و زحمت تنها یک رکعت را به صورت ایستاده می خوانم و بعد می نشینم و نماز را نشسته ادامه می دهم.
متاسفانه با وجود تمامی این مشکلات این روحانی جانباز از سوی نهادهای متولی به
خصوص بنیاد جانبازان بنیاد شهید مورد حمایت قرار نگرفته و حقوقی از این بابت دریافت نمی
کند به همین دلیل مشکلات مالی زندگی را برای این روحانی جانباز گمنام طاقت فرسا کرده
است.
به دنبال انتشار گزارشی در خصوص وضع جسمانی و زندگی این روحانی و بازتاب آن، بنیاد شهید خوزستان نیز اعلام کرد که درصد جانباری این روحانی جانباز مورد بررسی و تجدید نظر قرار می گیرد. مدیرکل بنیادشهید خوزستان در این خصوص به خبرنگار مهر گفت: تعداد 400 هزار نفر در کشور وجود دارند که اعلام کرده اند که در جبهه ها جانباز شده اند و حقوق دریافت نمی کنند یا اینکه درصد جانبازی آنها بسیار پائین است. عزیز عچرش افزود: به دنبال انتشار گزارش وضع زندگی آیت الله سید احمد هاشمی روحانی ساکن در روستای آسیاب امیدیه، به رئیس بنیاد شهید شهرستان امیدیه دستور داده شد که فورا با مراجعه حضوری به منزل این روحانی، اقدام به بررسی زندگی و مشکلات جسمانی وی کند. همچنین بررسی درصد جانبازی این روحانی جانباز هم در دستور کار قرار گرفته است. وی افزود: به زودی با تکمیل پرونده و در صورت مورد تائید قرار گرفتن در استان، این پرونده به تهران ارسال می شود تا در کمیسیونی که به همین دلیل در بنیاد شهید کشور تشکیل شده بررسی شود و در صورت تائید حقوق جانباری به سید احمد هاشمی تعلق می گیرد. عچرش تاکید کرد: تشخیص میزان درصدی هر جانباز خارج از اختیارات استانهاست ولی آنها می توانند با تکمیل پرونده مربوط به هر فرد آن برای بررسی بیشتر در اختیار بنیاد شهید کل کشور قرار دهند. |
||||||
|
||||||
| ||||||
گزارش تصویری - تشریحی/ |
|
| زندگی "سید احمد" با سه ترکش در سر/ اینجا پرنده ای بال بال می زند! | |
| اهواز - خبرگزاری مهر: با گذشت بیش از 20 سال از جنگ هنوز هم دیدن تصاویر حضور در جبهه، انسان را به حیرت وا می دارد. این روحانی جانباز وضع جسمانی اش روز به روز وخیم تر می شود و این در حالی است که این روزها حتی توان رفتن برای درمان را هم ندارد؛ حمایتی از سازمانی دریافت نمی کند و حقوقی بابت جانبازی اش نمی گیرد! | |
به گزارش خبرنگار مهر، حضور گسترده بچه های 12 و 13ساله و نوجوانان 15 و 16 ساله که قاعدتا درآن زمان می توانستند پشت میز به تحصیل بپردازند باعث شد بسیاری از قواعد جنگ به نفع کشور تغییر کند ولی آیا تا چه اندازه جانفشانی ها، از خود گذشتگی ها، ترکش خوردن ها و شیمیایی شدن های این افراد مورد نگاه تیز بین نهادهای مسئول قرار گرفته است.
با یک بررسی مختصر می توان بسیاری از این قبیل افراد که با لبیک به ندای
جهاد رهبر و امام خود صحنه های جهاد و جنگ را برگزیدند تا سپری در برابر
حملات همه جانبه دشمن باشند را دید که در گوشه ای از این کشور با تمام آلام
و زخم های ناشی از حضور در جنگ، به امان خود رها شده اند و روزگار را به
سختی می گذرانند.
![]() حضرت آیت الله دکتر میر سید احمد موسوی هاشمی یکی از این افراد است که به گفته خودش وقتی به جنگ رفت و درس حوزوی خود در حوزه علمیه قم را رها کرد، حتی یک تار مو در صورت نداشت و خیلی ها به او می گفتند «بچه اینجا جای بازی نیست» اما اکنون سید احمد در روستایی ناشناخته در شهری محروم در استان خوزستان به سختی در حال گذران رندگی است در حالیکه امروز باید به گونه ای نهادهای متولی به وی رسیدگی می کردند که زندگیش الگویی برای جوانان و نوجوانان امروز ما باشد و وی بتواند با فراغت بال، خاطرات، معجزات و درسهای هشت سال جنگ که هنوز در سینه اش مانده را به نسل فعلی و نسل آینده منتقل کند. سید احمد در سال 1344 در خانواده معروف سادات موسوی هاشمی در روستای آسیاب شهرستان امیدیه به دنیا آمد. وی در سن 15 سالگی برای فراگیری علوم حوزوی به قم رفت و تنها یک سال بعد به دست آیت الله مرعشی نجفی معمم شد و به گفته خودش: «حالا می فهمم یکی از افتخارات دوران طلبگی من معمم شدن به دست آیت الله مرعشی نجفی است». حضور در جهبه در سن 16 سالگی
هنگام شروع جنگ 16 سال بیشتر نداشت. آن زمان در قم طلبه بود و در حال
فراگیری علوم حوزوی بود ولی با همان سن و سال نمی توانست در برابر فرمان
جهاد امام خمینی(ره) بی تفاوت باشد در همان موقع یک دوره فشرده آموزشهای
نظامی شامل استفاده از اسلحه و برخی مهمات ابتدایی را گذراند و خود را به
جبهه ها رساند.
آیت الله سیداحمد هاشمی
حضرت آیت الله سید احمد هاشمی
حضرت آیت الله دکتر سید احمد هاشمی
حضرت آیت الله دکتر سید احمد هاشمی (دام ظله)
آیت الله جانباز گمنام
سید احمد هاشمی
سید احمد هاشمی در این خصوص می گوید:«وقتی در سن 16 سالگی وارد جبهه شدم حتی ریش نداشتم ولی شوق حضور در جبهه و دفاع از کشور مرا به سمت مناطق عملیاتی کشاند. در آنجا ابتدا روحانی تبلیغی بودم ولی بعد که فرماندهان، شوق و علاقه ام به حضور در خط مقدم را متوجه شدند به من اجازه حضور در اینگونه عملیات را دادند». حضور در عملیات طریق القدس
برای اولین بار به همراه تیپ المهدی که بعدها به لشکر المهدی تغییر نام
داد و اغلب نیروهای آن را بچه های استان فارس تشکیل می دادند در عملیات
طریق القدس در منطقه بستان شرکت کرد.
محاصره در بین یک تیپ زرهی عراقی
در حالیکه عمامه به سر داشت به همراه گردان 360 نفره به فرماندهی شهید
جابری از نیروهای تیپ المهدی به فرماندهی سردار سرتیپ محمدجعفر اسدی به
سمت تپه های الله اکبر و تپه سبز منطقه عملیاتی طریق القدس راه افتاد و
ساعت 12:30 شب روز هشتم آذر سال
1360 عملیات آغاز شد که به فتح بستان انجامید اما در حین عملیات در محاصره
یک تیپ زرهی در همان
منطقه قرار گرفتند. سید احمد در همان شب عملیات 5 تانک زرهی دشمن بعثی را
با موشک های آر پی جی 7 خود عراقی ها منفجر و منهدم کرد. خودش در توصیف این
واقعه می گوید: در حالیکه تنها 200
نفر بودیم در برابر یک تیپ زرهی چهار هزار نفر از نیروهای بعثی با انبوهی
از تجهیزات و
تانکهای مدرن آن زمان قرار گرفتیم. ولی حال عجیب آن شب و از خودگذشتگی ها
را نمی توان توسط کلمات بیان کرد.
محاصره تا ظهر روز بعد ادامه پیدا کرد ولی دسته سید احمد اجازه ندادند حتی یک عراقی به این سمت خاکریز بیاید چرا که در این صورت آنها متوجه می شدند عده این دسته کم است و به سمت مرزهای ایران و رزمنده هایی که در آن حوالی بودند حمله می کردند در حالیکه آنها فکر می کردند همرزمان سید احمد یک لشکر هستند نه 200 نفر. در میان آنها یک پسر بچه 12 ساله شیرازی به نام خاکی بود که به تنهایی دو تانک را منهدم کرد. خاکی بعدها شهید شد و سید احمد در موردش می گوید: یادم می آید عکس او را روی جلد یکی از مجلات آن زمان دیدم. فرار ناگهانی تیپ زرهی عراق
از 200 نفر همرزمان سیداحمد آن روز 150 نفر رخمی و شهید شدند اما مقاومت همچنان
ادامه داشت و عراقی ها همچنان احساس می کردند در برابر یک لشکر رزمندگان ایرانی
قرار گرفته اند نیمه شب جنگ تن به تن شد و تلفات نیروهای ایرانی همچنان
ادامه پیدا کرده بود. خود سید احمد در این خصوص می گوید: «ولی ناگهان دیدیم
عراقی ها به سرعت در حال عقب نشینی هستند ولی کسی تا به امروز متوجه نشد
علت آن عقب نشینی چه بود ولی من در آن عملیات و شب ضدحمله معجزات زیادی دیدم زیرا در هر صورت همه
ما در آن موقع شهید می شدیم و عراقی به اهداف خود دست پیدا می کردند».
همراه اجساد شهدا من را بردند
وی ادامه می دهد: بعد از فرار عراقی ها به علت ترکشهایی که در بدن داشتم و موج انفجارات آتش تهیه دشمن و
خستگی فراوان ناشی از بی خوابی، روی زمین افتادم و دیگر نتوانستم چیزی
بفهمم. فقط متوجه شدم نیروهای ایرانی به ما رسیدند و در حال جمع آوری ما
بودند و می شنیدم که در مورد من می گفتند «شهید شده است» و من احساس کردم
واقعا شهید شده ام به همین دلیل من را در کنار اجساد شهدا گذاشتند و بردند
ولی ناگهان یک نفر که در حال بررسی شهدا بود گفت که این رزمنده زنده است و
اینگونه بود که من را به بیمارستان سینای اهواز بردند و بعد از مدتی به لطف
خدا مجددا به جبهه ها بازگشتم.
میهمانی چندین ساله سه ترکش در سر سید احمد
دکترها هیچ وقت متوجه سه ترکشی که در سر سید احمد هاشمی جا خوش کرده
بودند نشدند و این ترکشها هنوز به صورت یادگار در سر سید احمد همنفس و
یارش هستند و این خود برای هر کسی می تواند سند جانبازی و جانفشانی سید
احمد باشد.
سید احمد بعد از آن جبهه ها را رها نکرد و در کنار تحصیل علوم حوزوی در بسیاری از عملیاتهای مهم آن زمان همانند فتح المبین و بیت المقدس والفجر 8 و کربلای پنج و عملیات بدر و پدافندیهای زیادی شرکت کرد و در این بین بارها مواد اصابت ترکش و موج انفجار قرار گرفت و در همین حین مواد شیمیایی که توسط عراقی ها مورد استفاده قرار گرفته بود را استنشاق کرد تا اینگونه به خیل عظیم جانبازان شیمایی ایران بپیوندد. وی در خصوص حالات این روزهای خودش می گوید: ترکشها هنوز در سرم هستند و با وجود مواد شیمیایی که در جنگ استنشاق کرده ام روزی چند بار می میرم و زنده می شوم. صرفه هم دارم و آنقدر صرفه ها سنگین است که وقتی سراغم می آیند از خدا می خواهم که فقط برای یک بار من را به زندگی برگرداند چرا که در آن حالت احساس می کنم در حال مرگ هستم. توان رفتن به اهواز برای درمان را هم ندارم
این روحانی جانباز ادامه می دهد: وضع جسمانیم روز به روز به سمت وخیم تر
شدن حرکت می کند و این در حالی است که این روزها حتی توان رفتن تا اهواز
برای درمان را ندارم و معالجات پزشکی من که تنها در این مدت تسکین دهنده من
بودند نه چیز دیگری نیز متوقف شده است.
آرزوی خواندن نماز جماعت به صورت ایستاده
سید احمد که روحانی منطقه و مستقر و امام جماعت و رئیس شورای حل اختلاف
منطقه محل تولدش یعنی دهستان آسیاب در
شهرستان امیدیه در استان خوزستان است، می گوید: از خدا می خواهم سلامتیم را
به من بدهد تا بتوانم همانند سالهای قبل، فعالیت های تبلیغی و شرکت در
اجتماعات و مراسمات مردم را داشته باشم و بتوانم راه بروم و نماز جماعت را
به صورت
ایستاده برای مردم بخوانم چرا که این روزها با زور و زحمت تنها یک رکعت را
به صورت ایستاده می خوانم و بعد می نشینم و نماز را نشسته ادامه می دهم.
![]() وی که در این مدت حقوقی بابت جانبازی و حضور در جبهه نمی گیرد در مورد معالجات خود می گوید: گفته اند برای اینکه این بهبهودیم حاصل شود باید به یک کشور اروپایی (اطریش) برای معالجه بروم که بی شک من که در حال حاضر توان رفتن به اهواز را نیز ندارم چنین کاری محال است. سید احمد ادامه می دهد: من منتی سر کسی ندارم و اگر دوباره تاریخ تکرار شود دوباره با اشتیاق کامل و با نیل به وضع این روزهای خود به جبهه ها می روم ولی همانگونه که وظیفه ما بود در آن زمان از کشور خود دفاع کنیم؛ این وظیفه دولت است که از امثال من حمایت کند و اجازه ندهد زندگی برای امثال من تنگ شود زیرا خیلی ها مثل من اکنون پرونده ای در مورد سوابق جنگ و حضور در جبهه ها ندارند در حالیکه هر جانبار سند حضور در جبهه ها را با خود دارد و اگر چنانچه همان زمان شهید شده بودیم و حالا جسد یا استخوانهایمان را از زیر خاک مقدس جبهه بیرون می آوردند از کجا می فهمیدند که من کی هستم و فرزند کی و اهل کجایم! از روی پلاک و قرائن گروه تفحص می فهمند و پلاک هم نشان دهنده پرونده هست پس نتیجه می گیریم که پرونده هرکسی که در جبهه بوده و حضور و شرکت داشته موجود است. این روحانی جانباز می افزاید: در این مدت غیر از صدام و رژیم بعث کسی به ما ترکش نزد یا ما را شیمیایی نکرد به همین دلیل اعتقاد دارم هر جانباز سند جانبازی خود را به همراه دارد و نیازی به یک مشت کاغذ پاره نیست زیرا خودم در آن زمان به جمع آوری مدرک و این قبیل کارها اعتقاد نداشتم و صرفا برای ادای وظیفه به جنگ رفته ام و قرار نبود مدرک داشته باشم زیرا خدا شاهد حضور من در جبهه هاست ولی اکنون شرایط جسمانی من باعث شده که نیاز من به مراقبت و حمایت پیدا کنم. از هیچ ارگانی حقوق نمی گیرم
وی که تمایلی برای ورود به مباحث مادی و مالی ندارد با اصرار ما می گوید:
اکنون از هیچ جا حقوق نمی گیرم و تنها از بابت روحانی مستقری که آن هم بعلت
کسالتم قطع شده وضع زندگی خود را می گذرانم ولی همین کار را نیز نمی توانم
انجام
بدهم زیرا دیگر توان ندارم و بیشتر در خانه زمین گیر هستم
![]() امثال سید احمد هاشمی در کشور زیاد هستند زیرا اصولا در جنگ هشت ساله نابرابری که علیه کشور ما صورت گرفت اگر حضور همه جانبه مردان مرد آن زمان در مناطق عملیاتی نبود بی شک جنگ اینگونه پیروزمندانه برای کشور به پایان نمی رسید. اکنون نیز وظیفه سازمانهای مسئول برای شهدا و جانبازان است که به وضع افرادی که هنوز در گوشه گوشه این کشور ناشناخته مانده اند و اصولا در جنگ به فکر جمع کردن مدرک و کاغذ نبودند رسیدگی کنند و اجازه ندهد مثل آیت الله سید احمد هاشمی عرصه زندگی را بر خویش تنگ ببینند.
------------------------------------- گزارش : علی نواصر عکس : سید شهاب الدین شهابی | |
![]()

طبق گزارشات رسیده موثق سیدبزرگوار سیداحمد هاشمی روحانی جانباز گمنام خوزستانی اکثر تعریف و تمجیدهای غلو اغراق آمیزی را که در مورد ایشان در اینترنت و مطبوعات منتشر شده بود را کمافی السابق شدیدا تکذیب و محکوم فرمودنده اند !!! که بنظرما معظم له بسیار بزرگواری و شکسته نفسی فرموده و میفرمایند. !!!!!!!!! چرا که تمام این تعریف و تمجید ها عین واقعیت است زیرا همه این صفات خوب و پسندیده در وجود زیجود معظم له بوده و هست % بلاشک و لاغیر
تکذیبیه : البته بنظرما معظم له شکسته نفسی فرموده و میفرمایند !!!
این سید روحانی جانباز (ترکش - موج انفجار و اعصاب و روان - شیمیایی) اعلام داشته که من هیچگونه سایت و وبلاگی ندارم و حساب بانکی خود را به کسی نداده ام و بلاشک درست است که بنده حقوق بگیر نیستم و با وجودیکه بیش از 20 سال است که بعلت کسالات جبهه و جنگ ناشی از ترکش و موج انفجار و شیمیایی شبانه روز چندین بار میمیرم و زنده می شوم و کاملا زمینگیر شده ام و قادر به حتی کارهای ضروری و معمولی روزمره هم نیستم و حتی در اینهمه سال های پر کسالتم قادر به مسافرت های نزدیک هم نیستم و درسته که فرزندان دلبندم از وقتیکه چشم به جهان گشودند پدرشان را با کسالت و مریض احوال دیده اند و متأسفانه طی این بیست و چند سال گذشته اهل و عیال و زن و فرزندان عزیز و دلبندم را حتی به یک مسافرت زیارتی و تفریحی هم نتوانسته ام و نمی توانم ببرم و پزشکان زیادی با توجه به مدارک و نظریات موجود در پرونده جانبازیم و حتی غیر موجود که بعلت شدت کسالت مزاجم پزشک رفتن هم برایم میسر نیست و تشدید کسالات و قطع بودن سه حس از حواس پنجگانه ام و چندین بار مردن و زنده شدنم در هر شبانه روز که به جان کندن می افتم و گاهی که زبانم قادر باشد وصیت میکنم و گاهی وصایایم را روی کاغذ می نویسم و حضرت عزرائیل و مرگ را میبینم و اینحالات شدت کسالاتم بیش از بیست سال استکه بر من عارض و مستولی است و هزاران بار تکرار شده و میشود و فقط خودم ادراک میکنم و قابل توصیف نیست خدارا شاکرم ولی اگر چهار دست و پایم قطع بود بهتر از این کسالت بود ولی در آن حال شدت کسالاتم خودم را پشت خاکریز میبینم دقیقا مثل همان موقع که پشت خاکریز افتاده بودم مانند یک فیلم همیشه تکرار میشود و خودم را بین این دنیا و آن دنیا حس میکنم و میبینم و حال غریبی است که البته برای من دیگر غریب نیست ولی عالمی است از جنس دیگر که سنخیتی با حال و هوای این عالم ندارد! وقتی از آن حال جان کندن و مرگ خداوند مرا برمیگرداند عمری دوباره یافته و انگار تازه متولد شده ام و همواره پس از این حالت با تمام وجودم و از ته قلبم میگویم أللهم لک الحمد و لک الشکر و با این اوصاف و سوابق مجموع بیش از سه سال سنوات حضور در جبهه و جنگ و حضور و شرکت در عملیات های مختلف که حتی مدرک یک روزش را هم ندارم و همچنین نا توانایی هایم بطوریکه نمازهایم را نشسته میخوانم بالأخص نماز جماعت را چندین سال است که بطور نشسته میخوانم پزشکان درصد واقعی و خدایی جانبازی مرا بیش از 75% می دانند ولی متأسفانه اینهمه سال بر همان 15% بدوی و اولیه و بدون حقوق و مزایا نگه داشته شده ایم و ما که دراین دار دنیا برای خودمان چیزی نخواسته و نمی خواهیم هرچه تا بحال خواسته و میخواهیم همه اش برای اهل بیت و اهل و عیال و فرزندانمان بوده و هست که تا بحال مرا تیمار و پرستاری و تحمل نموده اند و علی الظاهر و الباطن بنده که آخر عمرمه و خدارا شکر فرزندانمان هم که دیگر بزرگ شده اند و تا بحال از بنیاد جانبازان بابت جانبازیم حقوق جانبازی و هیچگونه مزایایی نگرفته و نمی گیرم و درسته که بنده درسن 15 سالگی جهت تحصیل علوم دینیه به حوزه علمیه قم المقدسه در جوار حرم مطهر کریمه ی اهل البیت (ع) عمه ی بزرگوارمان حضرت فاطمه معصومه (س) مشرف شدم و دروس و علوم حوزوی را أعم از معقول و منقول مبسوطا و تا اتمام و اکمال دروس عالی خارج در محضر علماء أعلام و دانشمندان و اساتید بزرگوار حوزه مقدسه قم گذرانیدم که خداوند بیشترشان را رحمت کند و همزمان از محضر بعضی از علماء و دانشمندان دانشگاه که خدایشان رحمت کند در دانشگاه تهران هم استفاده نمودم و تا به سال بعد از جنگ که بعلت بروز و تشدید کسالات جانبازیم از خیلی از کارهای علمی و درس و بحث ماندم و ناچار از قم به همین زادگاهم دهستان آسیاب از توابع شهرستان امیدیه در استان خوزستان رجعت نموده و رحل اقامت موقت گزیدم و از عالم تجرد بیرون آمده و متآهل شدم و تا بحال دست به دعا و مترصد تشرف به قم هستم که مجددا به قم برویم و ساکن شویم و دراینهمه سال حقیر را بعنوان روحانی مستقر مرتبط به سازمان تبلیغات اسلامی و رئیس شورای حل اختلاف منطقه مرتبط به دادگستری و قوه قضائیه انتخاب و گزینش و منصوب نمودند و دیگر با کسالات مأنوس شده ام و هکذا شهریه حوزه علمیه قم را هم متاسفانه نگرفته و نمیگیرم.
نویسنده و نگارنده : معظم له که صاحب اجازه های متعدد و زیادی خصوصا در أمور حسبیه و أخذ وجوهات شرعیه از علماء و مراجع بزرگ بوده و هستند ولی دوران آخرالزمانه که مردم مسلمان اقبالشان به مراجعات و أدای وجوهات شرعیه کم شده و خصوصا مردم خوب و متدین و متمول روستاها و قصبات و شهرهای همجوارشان مثل ماهشهر و بهبهان و زیدون و هندیجان و آغاجاری و امیدیه و سربندر و بندرامام خمینی (ره) منطقه ما که ماشاءالله متمولین و متمکنین زیادی هم دارند از طوایف مختلف عرب و عجم و لر و ترک و خصوصا طائفه بزرگ و محترم و متدین قنواتی و قنواتی های مقیم کویت که متمولین و پولداران زیادی هم دارند و داعیه قوم و خویشی و خویشاوندی با سادات این خاندان را که بیش از صد سال استکه در طایفه قنواتی سکونت دارند و زندگی مینمایند را داشته و دارند ولی متأسفانه تا بحال مراجعه و اقبالی به این سید روحانی برجسته و عالم بزرگوار نداشته اند جهت حلال کردن مال و اموالشان و دادن خمس و أدای وجوهات شرعیه که خداوند همچون دیگر واجبات شرعیه واجب فرموده و موجب برکت مالشان و ازدیاد أموالشان میگردد بجز تعدادی اندک و انگشت شمار به ایشان مراجعه ای نداشته و ندارند که از همه آنان شدیدا گله مندیم و در درگاه خدا و جدش از آنها شکوه میکنیم ولی ایشان هیچ توقعی و چشمداشتی از مردم نداشته و ندارند و به همین صفت هم معروف و مشهورند هرچند که خودش بی توقع هست و از کسی چیزی نمیخواهد ولی شایسته است با افتخار به ایشان کمک مالی و مساعدت شود % تا درحقش جفا نشود و میبایستیکه مردم منطقه از طوایف مختلف خصوصا طایفه بزرگ قنواتی ما که معظم له حق بزرگی بر گردن آنها داشته و دارد و مایه افتخار و مظهر فخر و مباهات آنها و مردم منطقه میباشد و مخصوصا متمکنین و پولداران و متمولین طایفه قنواتی باید که به ایشان مساعدت و کمک مالی نمایند % یا لاأقل جهت وجوهات شرعی و حساب سال خمسی و أدای خمس خدا و جدش به وی مراجعه نمایند تا روز قیامت نزد خدا و جدش رو سفید باشند و گرچه از خودش شنیده شده که فرموده : بحمدالله والمنه به برکت خدا و جدم هیچگونه نیاز مالی بجز از درگاه خداوند تبارک و تعالی و ایزد منان و جدم نداشته و ندارم و بنده هم اگر خدا قبول کند جانبازی هستم همچون دیگر جانبازان جبهه و جنگ و هشت سال دفاع مقدس که خدا و جدم همه را شفای عاجل و کامل عنایت فرمایند و حقیر بعلت و جهت مشکلات و عوارض جسمی و روحی ناشی از جبهه و جنگ (ترکش/ موج انفجار/ شیمیایی) که سالهای زیادی است (بیش از 20 سال) که بر بنده عارض و مستولی گشته و کاملا زمین گیر شده ام و شبانه روزی چندین بار میمیرم و زنده میشوم و قادر به مسافرت هم نیستم و حالم چنان است که مثل خیال و خوابی است که زمانی قم و تهران بودم فلذا دراین سالها چک و کارت عابر بانکم را به آشنایان و همولایتیهایم داده و آنها زحمت کشیده و از حساب بانکی شخصیم برایم پول برداشت می کنند و لازم بذکراست که طی سالهای گذشته تعدادی نامه که حاوی شرح احوال زندگی و سالهای پرکسالت جانبازیم و مشکلاتم بود در راه اداره پست و مقصدهای مربوطه تعمدا مفقود شدند و لذا دراین خصوص تمام عناوین و القابی مثل آیت الله و دکتر و حجت الحق و سیدالأعلام والأبرار و سیدنا و مولانا و أبوالمکارم و البرکات و أبوالفضائل ووو کتابها و اکثر مطالبی که مملو از تعریف و تمجیدهای اغراق آمیز که در مورد اینحقیر در اینترنت و مطبوعات مکتوب و منتشر کرده اند اغلب و أکثر آنها کذب محض می باشد و همه را کما فی السابق شدیدا تکذیب و محکوم می نمایم که در خلال یکسال أخیر که این تعاریف و تمجیدهای کذب را در حق حقیر منتشر نموده اند بشدت موجب و سبب رنجش خاطر و تألم و ناراحتی و تشدید کسالاتم شده است.
معظم له فرموده اند که فردی یا افرادی که با اطلاعات شخصی من تعمدا آشنائی داشته این مطالب و أکاذیب و تعریف و تمجید های غلو اغراق آمیز را در مورد اینجانب نوشته و بهمراه تصاویر بنده در اینترنت و مطبوعات پخش و منتشر نموده اند و اینجانب حتی با درج نام و بیوگرافی و سوابق تحصیلی و سوابق حضور در جبهه و کیفیت و حال و روز کسالات جانبازیم و اسم و تصویرم در اینترنت و مطبوعات شدیدا مخالف بوده و هستم و کراهت دارم و راضی نیستم که از وجهه و سیادت و روحانی و جانباز بودنم استفاده عنوانی شود و بنده أقل و کمترین همه بندگان خدا هستم لذا از صاحبان سایتها و وبلاگهایی که دوستان واقعی روحانیت اصیل اسلام و شیعه واقعی ائمه اطهار و جانبازان هستند می خواهم تا این مهم را به اطلاع همگان برسانند و در صورت امکان سعی در حذف کامل آنها نمایند . باتشکر فراوان . وماتوفیقی الا باالله و أجرکم عندالله و جدی رسول الله (ص) : الأحقر السیداحمد الموسوی الهاشمی
نویسنده و نگارنده : البته معظم له بزرگوارند و شکسته نفسی فرموده اند.
========================
نوشتار و تلخیص : ازطرف مخلصین معظم له
شماره موبایل معظم له : 09166515850
تمثال مبارک حضرت آیت الله سیداحمد هاشمی

سید احمد هاشمی

سیدالأعلام

آیت الله دکتر سید احمد هاشمی

سیداحمدهاشمی

حضرت آیت الله دکتر سید احمد هاشمی

آیت الله سیداحمد هاشمی

حضرت آیت الله دکتر سید احمد هاشمی

آیت الله جانباز گمنام

وبلاگ و سایت های مفید




